سيد محمد كمره اى

182

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

مىكند . چند نفرى كه آنجا بودند صبح گرفته ، شش عدد ششلول بيرون مىآورند و مشغول استنطاق هستند . دارزدن عباس ، آدم ميرزا هاشم خان بعد حكايت به دارزدن قاتل ميرزا هاشم خان كه در قم چندى قبل به جهت شصت ، هفتاد تومان ميرزا هاشم خان را به بدقسمى كشته بود ؛ دماغ و گوش ميرزا هاشم خان را بدوا توى خواب بريده بود بعد كشته ، پول‌ها را برداشته فرار مىكند ، گرفتار شده معلوم مىشود اين نوكر فقط براى سرقت اين كار را كرده . ملاقات حسين خان لله بعد مقارن مغرب با آقا ميرزا اسماعيل خان از دكان بيرون آمده من به خيال عيادت از حسين خان و او به‌طرف خيابان لاله‌زار . ساعت نيم از شب به خانه آقا حسين خان رفته ، در اطاق پائين در بستر افتاده ، برادرش و ميرزا على خان زنجانى و ميرزا محمد على خان مخبر بامداد هم آنجا بود . حال حسين خان هم خوب ، فقط پايش را شسته ، بسته بودند و به واسطه اينكه بعد از گلوله‌ها تعقيب ضاربين را هم خود او كرده بود و مبلغى خون از پايش به واسطه دوندگى رفته بود قدرى اظهار كسالت و حرارتى در بدن شبيه به تب آمده بود . به قدر يك ساعت و نيم نشسته و صحبت مىكرديم ؛ اظهار داشت از اول ثور داخل اداره مركزى تحديد ترياك شده بودم . از قرارى كه خودش مىگفت عمل ضياء السلطان و اسكندر خان و بهمن و چند نفر ديگر است . گلادستون و قرآن بعد ساعت دو بلند شده رو به منزل آمده ، سر چهارراه حسن‌آباد درب دكان سمسارى ، آقا شيخ ابو طالب تبريزى را ديده ، قدرى صحبت موعظه‌هاى خودش را براى قزاق‌ها و حكايت گلادستون كه گفته بود تا قرآن روى زمين است آسايش عمومى نمىشود .